تبلیغات
گفت و گوی داغ سبز

گفت و گوی داغ سبز

لعنت به این خبرهای بد

نفرین به روز باد و بر این نامه های روز

واین رسم ژاژخایی و این قوم ژاژخای

(ملک الشعرای بهار)

 

لعن و نفرین فرستادن کار آدم های ضعیف است. کار آدمهایی که ابتکار عمل ندارند و مسئولیت خود را حواله به آسمان می دهند... و امروز می خواهم اعتراف کنم که "ما ضعیفیم" . دستمان از همه جا کوتاه است. ما طرفداران محیط زیست سالم، در اقلیتیم و ضعیف و ناتوان از ابتکار عمل. دستمان در پوست گردوست.

 

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیْكَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا

 

خداوندا به تو شکایت می کنم در روزگاری که حامی و  یاورمان پنهان است، از بسیاری ِ دشمنانمان و تعداد اندکمان، از فتنه های شدیدی که بر ما وارد می شود و از زمانه ای که بر ما غالب است.... خطوط قانون در لابلای کتابها خاک می خورند. ارزیابی ها و دستورالعملهای حفاظت از منابع طبیعی، شده اند جوک محافل. هر روز و هر ساعت خبری از نابودی و تجاوز به زمین اجدادی می رسد. نشست زمین بر اثر مکیدن بی رویه ی آب ، خشک شدن دریاچه های هزاران ساله، آتش سوزی جنگلهای بکر، نشت لوله ی نفت و آلودگی آب و خاک، شکار گونه های در حال انقراض، کابوس لودرها....و همه ی اینها به اندازه ی حرکت پر مرغابی رها بر تالاب انزلی، وجدان جامعه را تکان نمی دهد. نه اینها و نه حتی پرپر شدن جوانها توسط عده ای سودجو و بی رحم...  در هیاهوهای خبرها، طرفداران محیط زیست گم اند. خون ریخته شده شان بر زمین را کسی نمی بیند. یک سر به سایتهای خبری بزنید،" 4 نفر کشته شده اند". ببینید این خبر چقدر بازدید کننده دارد. چقدر بازخورد دارد. ای کاش یک دهم آمدن گوشی جدید نوکیا با امکانات خارق العاده (!) بازدید کننده داشت.

دیگر دنبال مقصر نباشیم دوستان عزیز. همه می دانیم داریم چه می کنیم. ریشه های این فساد، اظهر من الشمس است. سازمان محیط زیستی که بعد از 40 سال عمر، توسری خور ترین سازمان ایران است و نمی تواند حق خود را از پروژه های صنعتی و ساختمانی ( نمی گویم عمرانی. اینها "عمران" نیست!) بگیرد نتیجه اش می شود وضعیتی که می بینیم. آن بوروکراسی عریض و طویل و مضحک که اسمش را گذاشته اند" منابع طبیعی"  اگر در طول این همه سال، مشکلات سیستماتیک و سازمانی اش را حل می کرد، دیگر مسئولینش بیجا می کردند از کمبود بودجه حرف بزنند. "کمبود بودجه" هم فصل مشترک صحبتهای همه ی مدیران میانی و پایینی شده است. تا می گوییم ایراد دارید، می گویند راست می گویی اما بودجه نداریم! بگذریم از صحت و سقم این حرف، این احمقانه ترین استدلالی است که می توان آورد. اگر مدیر یک سازمان "مدیر" باشد، اگر به قوانین کشور آشنا باشد و حساسیت کارش را درک کند می تواند و "باید" بودجه ی لازم را بگیرد.

خودمان را گول نزنیم دوستان، ما مشکل مالی نداریم. مشکل از جای دیگر است. این همه دور و تسلسل باطل در سیستم اداری ، این همه روزمرگی و عدم تخصص و باند بازی و معامله بر سر حقوق طبیعت و مردم ایران اگر به نتیجه ای به غیر از چیزی که امروز دچار آنیم منجر می شد جای تعجب داشت.

آقای مدیر کل محیط زیستی که استاندار در جلسه ی ارزیابی محیط زیستی ِ یک سازه ی بتنی ، بلند می شود و به تو می گوید " یا مجوز می دهید یا روزگارتان را سیاه می کنیم" ! اگر جرات و قدرت دفاع از محیط زیست منطقه ات نداری، مرد باش و استعفا بده! مسئول منابع طبیعی که می بینی و می دانی سلاح شکارچیان منطقه ات ده برابر پیشرفته تر از سربازان جوانت است، چرا وقتی نمی توانی تجهیزشان کنی می فرستیشان دم دهان شیر؟! یک جو جسارت داشته باش و در جلسات استانی بگو تا به ما امکانات ندهید قدم از قدم بر نمی داریم. این چه کوتاه آمدن و سیاست بازی مسخره ای است که همه گرفتارش شده اند؟ به امید چه روزی داریم ادامه می دهیم؟ چه بلایی باید سرمان می آمده و نیامده هنوز؟!

چه می گویم؟ برای که می گویم؟  کسی حرف های ما را جدی نمی گیرد. عبارت "بحران محیط زیست ایران" هنوز برای طبقه ی تحصیل کرده ی ایران 1389 نامفهوم است. صد و یازده محیط بان در طی این سالها به عمد کشته شده اند. سیاستمداری می گفت کشتن پنج نفر و ده نفر، جنایت به نظر می آید اما کشتن صدها نفر، صرفا یک آمار است!  محمد درویش می گوید اوضاع وخیم امروز ما نتیجه ی آه جاندارانی است که طی این سالها گردنمان را گرفته. تا نفرین امروز ما کی گردن بانیان فجایع و مردم بی درد را بگیرد.

............................................................

پی نوشت: برنامه ی این پنج شنبه در مورد کشته شدن بی رویه ی(!) جوانان محیط بان خواهد بود. من نمی آیم به استودیو. اعصاب ندارم. گفته باشم.




یکشنبه 15 اسفند 1389 | نظرات ()

اندیشیدن درباره ی محیط زیست، ما را به موضوعات زیادی در حوزه ی سیاست، اقتصاد، اجتماع و روان آدمی رهنمون می کند. اینجا می خواهیم درباره ی این موضوعات بیاندیشیم، بنویسیم و گفت و گو کنیم.
pazoki.ahmad@gmail.com

موضوعات

معرفی وبلاگ و وبسایت

سفرهای سبز استانی

نظر سنجی

عمومی

اقتصاد محیط زیست

تالابها و دریاچه ها

منابع جنگلی

محیط زیست جانوری

محیط زیست دریایی

مطالب اخیر

محیط زیست؛ یک مسئله ی امنیتی

داستانِ سربازانِ واقعیِ چوبی

آنچه باید از خانم ابتکار خواست

"منِ زیر کتابها مدفون؟" یا "نسبتِ میان تئوری و عمل"

چگونه یک قربانی می تواند ناجی دیگران شود؟

محیط زیست و شرارت ذاتی آدمی

جهانی شدن و محیط زیست ایران

شروع دوباره

کنش اجتماعی؛ تخصص؛ خردمندی

ادامه ی گفت و گوی داغ سبز در قالب مناظره ی علمی

پارادوکس تحریف اخبار محیط زیستی؛ نگاهی به توقیف سبزپرس

دانلود برنامه های 86 تا 95

گفت و گوی داغ سبز فعلا اجرا نمی شود

نود و پنجمین گفت و گوی داغ سبز: اخبار روز!

دماوند به روایت گفت و گوی داغ سبز

آرشیو مطالب

دی 1392

آذر 1392

شهریور 1392

مرداد 1392

اردیبهشت 1392

فروردین 1392

دی 1391

شهریور 1391

تیر 1391

خرداد 1391

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

نویسندگان

احمد

پیوند ها

محمد درویش

علیرضا مبینی

عاطفه بنایی

تینا قضاتی -- وکیل مدافع زمین

حمیدرضا میرزاده -- سرباز زمین

م‍ژگان جمشیدی -- دیده بان محیط زیست ایران

ناصر كرمی

هومان خاكپور -- دیده بان طبیعت بختیاری

محسن تیزهوش -- آوای محیط زیست ایران

دیدبان لرستان

روشنك شهبازی

امیر سررشته داری

محمد سوزنچی

حسین عبیری گلپایگانی

گروه کوهنوردی کلکچال

گرین بلاگ

سبز پرس

نظر سنجی

به نظر شما مشکل "اصلی" محیط زیست ایران چیست؟
   
   
   
   

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0